نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


سه شنبه 5 بهمن 1395
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
25. ربيع‌الثاني 1438
2017 Jan 24

 

 

 

مشاهده کامل خبر
بدهکاریم؛ بزهکار نیستیم!      

نسرین کاری- زندان هتل نیست گرچه عده‌ای می‌گویند هست، آنها که به سه وعده غذایش چشم دوخته‌اند و سقف بالای سرش. زندان برای اینها هتل است، حتی بهتر. ولی آنها که از بد حادثه زندانی شده‌اند، نامش را می‌گذارند کابوس، ابرو در هم می‌کشند و می‌گویند اسمش را نبر. زندان برای زندانیان جرائم غیرعمد، برای آنها که نقشه کلاهبرداری نداشته‌اند و با یک اشتباه، یک غفلت یا یک بدبیاری روانه حبس شده‌اند، کابوس است.
سه روایت از مردان جرائم غیر عمد را می‌خوانید؛ قطعه‌ای کوچک شده از پرالتهاب‌ترین روزهای زندگی آدم‌هایی که پس از تجربه زندان حالا به کمک ستاد دیه و مردم نوعدوست سرزمین‌مان، شیرینی آزادی را هر روز زیردندان مزه مزه می‌کنند و خدا را با همه وجود شکر.

غلامرضا: برای یک کاسب اعتبارش مهمترین چیز است

نمی‌دانم بگویم آدم خوش‌شانسی هستم یا بدشانس. نمی‌دانم بگویم در زندگی بد آورده‌ام یا خوب. من کاسب بودم و وضع مالی خوبی داشتم.. اما از بد حادثه در سال 88 مریضی سختی گرفتم سرطان ریه و تحت نظر پزشک قرار گرفتم و راهی بیمارستان در مشهد و سپس  بیمارستان دانشوری تهران شدم خدا خیلی دوستم  داشت که بعد از 8 ماه با آمپولهای که از خارج وارد می شد خوب شدم ولی از بد حادثه در این مدت چک های من در بازار پاس نشد و طلبکارانم آن را به اجرا گذاشتند حتی در زمانی که  به مدت 7-8 ماه برای چکاپ رفته بودم شایع شده بود فوت شده ام. در سالهای 91 تا 95 در زندان بودم . همسر و چهار فرزند دارم. برای یک کاسب اعتبار مهمترین چیز است ولی من بخاطر برگشت خوردن چک هایم و نبودن پول در حسابم بد حساب شده و اعتبار و آبرویم را از دست دادم. در نهایت طلبکاران شاکی شدند و بابت 90 میلیون تومان به زندان افتادم . خوشبختانه به کمک ستاد دیه استان و آقای خوئی  که وضع زندگی‌ام را می‌دانست و خبر داشت که بچه‌های قد و نیم‌قدم بدون سرپرست مانده‌اند، پرونده‌ام را به ستاد دیه تهران فرستاد. زندان برای من جای وحشتناکی بود. آنجا همه جور آدمی پیدا می‌شد؛ از قاتل و دزد گرفته تا مرتکبان بقیه جرایم. ولی من که هیچ کدام از نزدیکانم اهل کار خلاف نبودند و همیشه با آبرو زندگی کرده بودیم، زندان را غیرقابل تحمل می‌دیدم. این ستاد با کمک های خیرین مبلغ حدود 50 میلیون بدهی من را پرداخت کردند و پیگیر هستیم تا بتوانیم باقی بدهکاریم را بدهم. روزی که آزاد شدم پر کشیدم و به سمت خانه رفتم. حالا هم با این که کارندارم و مجبورم اقساط وام را بپردازم، بشدت خوشحالم؛ چون آزادم. حال من را آدم‌هایی مثل من خوب می‌دانند.کمک کردن به یک زندانی که کار خلافی نکرده و بخاطر دیه و نفقه و مهریه در زندان است از صد حج رفتن ثوابش بیشتر است. چون زندگی یک خانواده را نجات داده است. من از شاکیان می خواهم که برای زندانیان اینچنینی شکایاتشان را پس بگیرند تا بتوانند به بازار وارد بشوند و بدهی شان  را بدهند چون یک چنین فردی در زندان نه تنها نمی تواند قرضش را ادا کند بلکه سالانه حدود 20 میلیون برای دولت هزینه بر است. من دست همه خیرین و خانواده مهربان ستاد دیه را می بوسم که همکاری لازم را با من داشته و دارند و می دانم که چون مرد کار هستم و به یاری خدا و همت دوستان می توانم دوباره به زندگی برگردم تا دختر 17 ساله ام  سربلند در جامعه راه برود. 

علی : می خواستم
به خواستگاری بروم

زندگی من با یک تصادف زیر و رو شد. یکی از روزهای که در خیابان در حال دوچرخه سواری بودم. ناگهان خانم میان سالی به وسط خیابان آمد و نتوانستم خودم را کنترل کنم و با او تصادف کردم . و بینی خانم شکست و من که جوان بودم و تازه از سربازی برگشته بودم هیچ پولی نداشتم. راهی زندان شدم در ابتدا قاضی اشتباهی 29 میلیون دیه برایم برید و بعد اصلاح شد به 18.5 میلیون تومان رسید . کارم برق کشی ساختمان بود امید داشتم و در تکاپو بودم که به خواستگاری دختر مورد علاقه ام بروم که این اتفاق افتاد  و زندگیم از این رو به آن رو شد. پدر من کشاورز از کار افتاده است و 7 نفر هستیم و خانواده واقعا پولی ندارد به من بدهد. چندین بار برای رضایت شاکی اقدام کردیم ولی ایشان نه تنها رضایت نمی دهد بلکه می گوید دیه 29 میلیون بوده و قاضی برای شما کم کرده است.!
پنجاه روز است  در زندان هستم  و خدا می‌داند چقدر به من سخت گذشت. مدام خودخوری می‌کردم که چرا بی توجهی کردم  و این بلا را سرخودم آوردم. متاسفانه وضع مالی‌ام خوب نبود و سندی نداشتم که موقت آزاد شوم. چون ماندن در زندان برایم غیرقابل تحمل است . خوشبختانه ستاد دیه که به تنگدستی و گرفتاری من واقف بود پرونده ام را  به تهران ارسال کرده و منتظر پاسخ ستاد دیه کشوری هستم. هنوز که یاد آن خاطرات می‌افتم، اشکم درمی‌آید. من از غفلتی که داشته‌ام حسابی درس گرفته‌ام و به همه آدم‌هایی که می‌شناسم، می‌گویم مثل من نباشند چون حادثه خبر نمی‌کند.
حامد: یک دیه کامل یعنی
مبلغ 150 میلیون تومان

در تیرماه سال 91 با یک موتور با 3 سرنشین تصادف کردم. بعلت جراحات وارده و به تشخیص بیمه نفر اول 8 میلیون تومان ، نفر دوم 14 میلیون تومان و نفر سوم 40 میلیون تومان از بیمه دیه دریافت کردند. من هم به عنوان راننده مقصر مقدار یک درصد از کل دیه پرداخت شده توسط بیمه طبق قانون جریمه پرداخت نموده یعنی مبلغی معادل 620 هزار تومان. بعد از گذشت روزهای پر از استرس، نگرانی، دعا و توکل به درگاه خدا، با پرداخت این جریمه پرونده را مختومه دانستم. ولی بعد از مدت دو سال در خرداد سال 93  به  دادگاه احضار شده و محکوم به پرداخت یک دیه کامل شدم !
آن هم بدلیل اینکه نفر سوم پرونده مدعی شده بود که بنا به تشخیص پزشکی قانونی بخاطر همان سانحه حس بویایی خود را از دست داده است. بله یک دیه کامل یعنی مبلغ 150 میلیون تومان. من که خود را یک محکوم ناتوان می دیدم برای پیدا کردن راه حل و رفع این مشکل بزرگ به تکاپو افتادم که هر چه پیش می رفتم به درهای بسته می خوردم. بیمه اعلام کرد: چون تصادف در سال 91 رخ داده و با توجه به تعهدات بیمه نسبت به بیمه نامه همان سال، فقط مبلغ 48 میلیون تومان از مبلغ کل دیه را قبول می کند. در حالی که دادگاه عنوان می کرد محکوم  باید بر اساس سال 93 محکوم دیه را پرداخت کند. یعنی 102 میلیون تومان از جیب خالی من کارمند .......!!!!
رایزنی ها و ملاقات های ما هم با شاکی هیچ نتیجه ای نداشت و متاسفانه شاکی چشم بر روی همه چیز بسته بود و فقط عین 150 میلیون تومان را طلب می کرد. من که سرمایه کل زندگیم که شاید به 30 تا 40 میلیون می رسد ، همه چیز را تمام شده می دانستم و خود را آماده رفتن به زندان و کشیدن حبس کردم تا روزی که توان پرداخت 102 میلیون تومان ناقابل را داشته باشم. روزگار تلخ، خانواده در نگرانی، فرزندم در افسردگی و امیدم را از دست ندادم و با توکل بر خداوند متعال ادامه دادم.

پرداخت اقساط تا دامادی پسرم !

من با رفتن به زندان مشکلی نداشتم چون حداقل در زندان خود را آزادتر از این دنیای بیرون و پر استرس و پر فراز و نشیب می دانستم. ولی گریه های همسرم و نگرانیم از آینده تنها فرزندم باعث شد تا بیشتر برای حل این مشکل تلاش کنم.
تا اینکه با صندوق تامین خسارت های بدنی آشنا شدم و پس از ارائه معرفی نامه از شرکت بیمه مربوطه به آن سازمان توانستم مبلغ 102 میلیون تومان تسهیلات دریافت کنم. تسهیلاتی با بازپرداخت 15 ساله، با مبلغ قسط 600 هزار تومان در ماه، پرداخت اقساط تا دامادی پسرم ! همان پسری که در آن روزهای تلخ و سرشار از نگرانی سرم را روی پاهایش می گذاشتم و آرام می گرفتم. حال که مدت تقریبا یکسال است که اقساط را پرداخت می کنم هنوز نفهمیدم گناهم چه بود. گناه خانواده ام چه بود؟
مگر جرم من غیر عمد نبود؟!  چطور است که می گویند: بیمه کند حمایت! من یک کارمند هستم که مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان در ماه حقوق میگیرم، 600 هزار تومان قسط دیه، می ماند 600 هزار تومان دیگر، حال ماندم که با 600 هزار تومان چگونه هزینه اجاره منزل، اقساط دیگر وامها، هزینه خوراک یا پوشاک و.... را پرداخت کنم. من به خداوند متعال امید دارم و پیش می روم ولی از یاد نمی برم که در حقم ظلم شد ! ظلمی که سالها مرا در زندگی عقب انداخت و شاید تا سالهای دیگر جبران هم نشود !

ستاد دیه بدهکار را برای گرفتن تسهیلات به بانک معرفی می کند

خوئی معاون ستاد دیه استان با بیان اینکه ستاد دیه پیگیر بدهی های مالی، دیه، مهریه و نفقه است افزود: مراحل پیگیری عبارتند از بررسی پرونده زندانی توسط مددکار، سپس فرم آن توسط مددکار پر می شود و در نهایت به ستاد دیه کشور ارسال می شود و بعد از آن ستاد دیه از میزان بدهی استعلام می گیرد و تحقیقات میدانی انجام می شود و سپس از شکات دعوت می شود تا به گفتگو نشسته و راهکار پیدا کنیم و خوشبختانه خیلی مواقع در همان جلسه از شاکیان رضایت گرفته می شود و مانع زندان رفتن بدهکار می شود. سپس پرونده به هیئت مدیره ارسال می شود. خوئی از اقدامات هیئت مدیره در مورد ارسال پرونده بدهکار به ستاد کشوری و اخذ تسهیلات بانکی می گوید: بانک به ازای هر 10 میلیون تومان یک نفر ضامن کارمند رسمی می خواهد و برای 30 میلیون به بالا هم سند ملکی تضمین می گیرد. در ضمن اینکه بانک موظف است 3 ماه به فرد تنفس بدهد و بعد آن قسط ها را دریافت کند.

در سال 94 ستاد دیه استان 88 زندانی را با کمک خیرین آزاد کرد

به گفته وی در سال 94 ستاد دیه استان با کمک خیرین 88 زندانی را آزاد کرد که تا کنون این تعداد به 127 نفر رسیدند و مبلغی حدود 5 میلیارد و 400 تومان برای این امر انسان دوستانه هزینه شده است. خوئی با بیان اینکه متاسفانه مهریه دومین عاملی است که در استان افراد بخاطر آن به زندان می روند می گوید: همشهریان توجه داشته باشند که مهریه های سنگین هیچ تضمینی برای بقای زندگی نیست و وقتی که در زندگی دچار مشکل شدید فقط می خواهید که از آن زندگی خلاص شوید و شاهد آن کسانی بودند که 400 سکه  مهریه داشته اند اما وقتی دچار سختی و مشکلات شده اند با 50 میلیون هم راضی شده اند. بجای مهریه های بالا در زمان خواستگاری رفتن و انتخاب همسر آن هم کفو بودن و هم فکر و هم اندازه بودن را مدنظر داشته باشیم. وی خاطر نشان می کند: امیدواریم در جشن گلریزان مردم نوع دوست ما باز هم گل بکارند و شاهد آزادی تعداد زیادی از این زندانیان باشیم.
 


گروه خبری : گزارش اجتماعی
منبع :
آخرین ویرایش : 1395/03/30 -- 15:50:02
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 634

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا