نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


چهارشنبه 1 آذر 1396
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
03. ربيع‌الاول 1439
2017 Nov 22

 

 

 

مشاهده کامل خبر
سرمقاله - بگذارید بیرجند هم نفسی بکشد      

 

هرم پور


      حال و هوای این روزهای بیرجند، دل همه را می ترکاند. دل همه را. شهری که داخلش مردمش را سوزانده و بیرونش دیگران را. شاید چندسال قبل، خودم به خیلی ها پیشنهاد می کردم برای یک زندگی آرام و بی دغدغه به اینجا بیایند و چندسالیست من به بعضی ها می گویم برای داشتن یکی زندگی آرام و بی دغدغه اصلاً به بیرجند نیایید!  بیرجند، دیگر آن شهر آرام و بی دغدغه ی سالهای قبل نیست که غروبش را برای خریدهایت کنار بگذاری و شبهای زیبایش را برای دور دورهای خانوادگی. بیرجند در حال پوست اندازی و تبدیل شدن به «بزرگ شهری» عجیب است؛  شهری که نمی خواهد همان «کوچک شهر» سالهای قبلش باشد، در برابرِ بعضی از چیزها مقاومت می کند و البته نمی تواند ادای «بزرگ شهرهایی» مثل مشهد، تهران، شیراز، یزد و تبریز و اصفهان و کرمان را هم خوب در بیاورد. اینجا هنوز هر روز صبح، هزاران نفر کارمند و بازاری با افتخار با خودروهای تک سرنیشنشان به محل کار می روند، ساعت ها می مانند و دوباره با همان خودروهای تک سرنشین با افتخار و گردنی افراشته تر به خانه بر می گردند. ظهر، خیابانها که شلوغ می شود تصادف پشت تصادف، دلهره و ترس و اعصاب های بهم ریخته ای که گاهی با فحش و ناسزاهای آنچنانیِ  طرف مقابلت نمی دانی تعارفات معمول همین شهروندان را در لحظات آرامششان کجای دلت بگذاری! و شب، شلوغی های بی پایان، پرسه های بی هدف هزاران خودرو که فقط برای خریدن چند قرص نان یا چندکیلو میوه، به جای چند قدم پیاده رفتن تا کوچه ای پایین تر، از آخر پاسداران و معلم و غفاری به بازار بیرجند می روند و از کارگران و رجایی و مهرشهر به هایپرمارکت های محلاتی و مدرس، و البته تلاشی تعجب برانگیز برای عقب نماندن از قافله ی تولید آلودگی برای صدا و هوا. هیچ چیز این «پیرشهرِ» رنجور، کمی ندارد، همه چیزش در حال زیادیست، از جمعیت آدم ها و شلوغی ها و تعداد خودروها و مزاحمت هایش برای مردم گرفته، تا مشکلات و مصیبت ها و رنج ها و دغدغه هایش. در این وانفسای بی تعادلی ها، تنها چیزی که برای بعضی ها اهمیت ندارد، وقت و حرمت و خون آدمهاست و البته سزای چنین بی تفاوتی، همین  زندگی های سخت و لحظه های مشوش و ناآرام است! جالب تر از به زمینِ همدیگر پاس دادن وظایف مدیریتی در شهری مثل بیرجند، بی تفاوتی های فاحشی است که برای مدیریت این شهر در عرصه های مختلف شاهد آن هستیم. من همانطور که بارها در یادداشت های قبلی تأکید کرده ام، معتقدم بخش زیادی از مشکلات شهری مثل بیرجند در عرصه های مختلفش از سالها قبل قابل پیش بینی بوده و در بسیاری از این پیش بینی ها، راه حل هم می توانسته ارائه شود. امروز اگر تصویر بیرجند از بالای تپه های اطرافش، نقاشی بدقواره ای با فراز و نشیب هزاران ساختمان کوتاه و بلند را پیش رویت به نمایش می گذارد، اگر تصاویر هوایی، کلافِ هزار گِرهی از خودروها را نشانت می دهد که در پیچ و خم خیابانهای کم عرض و تقاطع های ناموزون گرفتارند، اگر دهها نقطه ی حادثه خیز در سطح شهر وجود دارند و هر روز تصادفی و هر هفته خسارتی بر شهروندان تحمیل می شود و به گذاشتن و برداشتن سرعت گیر یا یک طرفه کردن کوچه وخیابانی بسنده می شود، اگر بدون پیش بینی های لازم در نقاطی از شهر فضای اقتصادی گشوده می شود و از پارکینگ خبری نیست یا تمرکز ادارات و نهادها و سازمانها به جایی می رود که مردم شهر برای دسترسی به استفاده از خودروهای شخصی مجبور شوند، اگر تلفات جاده ای استان در محور بیرجند – قاین از هر کجای دیگر استان بیشتر است و آن را به مشکلات خارج از محدوده ی شهری ربط می دهند، مقصر تصمیم گیرندگان ناکاربلدی هستند که فقط ادعای شهروند بیرجندی بودن را دارند، غافل از اینکه بیرجندی بودن یا بیرجندی نبودن مهم نیست، درد بیرجند و بیرجندی را فهمیدن و برای درمانش کوشیدن، هر کسی را بیرجندی می کند. شهر مظلوم بیرجند، برای داشتن روزهای بهتر، نیاز به نفس کشیدن دارد. نفس این شهر در دست عناصر متفکر، با برنامه های جدید در عرصه ی مدیریت شهریست. این تحفه در دست افرادی خاص از جناحی خاص نیست، نسخه ی شفای این شهر، دردست صاحبان اندیشه ایست که جمع کردن رأی را کمتر از تفکر و ارائه طرح و برنامه بلدند و تبلیغ و شعار و بازی با کلمات را کمتر از حضور در صحنه و اقدام عملی. هر چه هست و هر چه نیست، این روزها باید شهری به نام بیرجند رانجات داد. هم از «سرطانِ» تعارفات سیاسی و اجتماعی و هم از «سلِ» خودخواهی های مدیریتی و هم از «تبِ» رودربایستی های معمول و هم از درد و رنج و کبودی مشکلات روز افزون. بنا دارم در یکی دو سرمقاله ی اخیر، برنامه هایی در عرصه شهری را با زیرپایه های علمی و متناسب با الگوی شهر نشینی بیرجند پیشنهاد کنم و امیدوارم حداقل مسؤولین و تصمیم گیرندگان شهری نسبت به آن بی تفاوت تر آنچه بوده اند و هستند، نباشند. من احساس می کنم گاهی لازم است برای شهری که خودمان هم در آن زندگی می کنیم و با مشکلاتش کاملاً از نزدیک روبرو هستیم، باید اشک ریخت و گاهی هم کام  مدیران و مسؤولین را با تلخی این اشک ها به هم آمیخت. وضعیت بیرجند، می تواند اصلاح شود، حداقل در فضای مدیریت شهری می توان این امید را داشت، به شرط آنکه مردم مطالبه گر باشند و مدعیانِ دلسوز هم فقط شعار ندهند.  
   (لطفا نظر و پیشنهاد خود در رابطه با یادداشت های روزنامه را به شماره 09304943831 ارسال فرمایید)  

 


گروه خبری : ویژه های روزنامه آوا
منبع :
آخرین ویرایش : 1396/08/23 -- 19:43:52
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 501

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا