نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


چهارشنبه 21 آذر 1397
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
03. ربيع‌الثاني 1440
2018 Dec 12

 

 

 

مشاهده کامل خبر
بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری      



... وقتی پیش پدرم رسیدم ، خیابانها همه ساکت و خلوت بود. تک و توکی تاکسی می آمد رد می شد. پدرم روی چرخ دستیش خوابیده بود به طوری که اگر می خواستم من هم روی چرخ بخوابم، مجبور بودم او را بیدار کنم که پاهایش را کنار بکشد و جا بدهد. غیر از چرخ دستی ما چرخ های دیگری هم لب جو یا کنار دیوار بودند که کسانی رویشان خوابیده بودند . چند نفری هم کنار دیوار همین جوری روی زمین به خواب رفته بودند . اینجا چها راهی بود و یکی از همشهری های ما در همین جا دکه ی یخ فروشی داشت.
سراپا خوابم می گرفت. پای چرخ دستیمان افتادم خوابیدم.
جرینگ !... جرینگ !... جرینگ !... . آهای لطیف کجایی ؟ لطیف چرا جواب نمی دهی ؟چرا نمی آیی برویم بگردیم. جرینگ !... جرینگ ! ... جرینگ !... . لطیف جان ، صدایم را می شنوی ؟ من شترم. آمدم. برویم بگردیم د بیا سوار شو برویم. شتر که زیر ایوان رسید من از رختخوابم در آمدم و از آن بالا پریدم و افتادم به پشت او و خنده کنان گفتم : من که نشسته ام پشت تو دیگر چرا داد می زنی؟ شتر از دیدن من خوشحال شد و کمی سقز به دهانش گذاشت و کمی هم به من داد و راه افتادیم . کمی راه رفته بودیم که شتر گفت : ساز دهنیت را هم آورده ام . بگیر بزن گوش کنیم . من ساز دهنی قشنگم را از شتر گرفتم و بنا کردم محکم در آن دمیدن. شتر هم با جرینگ جرینگ زنگهای بزرگ و کوچکش با ساز من همراهی می کرد.
 


گروه خبری : اخبار گوناگون
منبع :
آخرین ویرایش : 1397/05/17 -- 08:20:17
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 364

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا