نسخه ایمیلی صفحه

نام ونام خانوادگی (دلخواه) :  پست الکترونیک :    ایمیل گیرنده :   
بعد از زدن دکمه ارسال اطلاعات زیر به ایمیل گیرنده ارسال خواهد شد.

مشاهده کامل خبر
گذری به تاریخ فشرده بیرجند      

قوسی- هوا بس ناجوانمردانه سرد است. ناجوانمردی اش از آن حیث است که بارش برف و باران را در استان های دیگر مشاهده می کنیم لکن سرمایش به اینجا می رسد. مزید بر آن خشکی هواست که تا
استخوان های بدن هم رسوخ می کند و به مرز بی حسی می برد. در این وضع پا به خیابانی نه چندان صاف و مستقیم
می گذارم که می شود آنرا خلاصه و فشرده ای از تاریخ بیرجند محسوب کرد. از کتابخانه تا زورخانه، از ارگ تا مسجد و از آب انبار تا حوزه علمیه در آن وجود دارد و از اعلام مختلف نام خواهیم برد.

 

مطهری را با نام دین شهید کردند

 

این خیابان نامش را از معلم متفکر انقلاب، شهید مطهری مفتخرانه به ارث برده است. مطهری موید حضور همه اهل فکر می باشد.
صاحب بیش از 50 جلد کتاب در حوزه های فلسفه، حقوق، تفسیر و تاریخ که به جرم روشنگری و شجاعت بی حد و حصر توسط گروهک فرقان به شهادت رسید. اینجاست که به قول امروزی ها باید گفت: داداش داری اشتباه میزنی! چون این گروه ظاهرا با نگاه اسلامی و مبارزه با انحرافات دینی ایشان را ترور کردند و فاروق را صفت خود می انگاشتند. از اسم خیابان که بگذریم به اولین مکان مهم که نشان و نماد بیرجند است می رسیم. ارگ کلاه فرنگی، جایی که امروز فرماندار و کارمندانش در آن سکنی گزیده اند. در سال های گذشته استانداری در اینجا مستقر بود و سپس فرمانداری و مجدد استانداری و بعد از اینکه ساختمان جدید استانداری در محل جدیدش و در کوی و برزن بنا شد به آنجا کوچ کردند و فرماندار حاکم این عمارت است. در زمان حاضر ( شما بخوانید این سالها) این عمارت در دست مرمت است. یکی از درخواست ها و یا بهتر است بگویم آرزوهای من این بوده که شرایطی فراهم شود تا بتوانیم این بنای منحصربه فرد را از نزدیک ببینم و حتی ساعاتی در آن زندگی کنم! ای کاش امکانی برای بازدید عموم فراهم شود. این ارگ از آن جهت که پسوند فرنگ را به دوش می کشد
مانند غریبه ها با ما برخورد می کند. ارگ کلاه فرنگی متعلق به دوره قاجاریه می باشد.
ارگی که به شکل شش ضلعی است و راسی تقریبا مخروطی دارد و رنگ آن سفید می باشد.
کلاه فرنگی ها معمولا ساختمان های شش گوش یا هشت گوشی هستند که دورتادور آن ها دروپنجره است و سقف آن سایبان دارد. بیشتر کلاه فرنگی های کشور یادگار عصر قاجاری است.

 

یاد «میکرو» و «سگا» بخیر!

 

در این سمت خیابان کتابخانه الغدیر واقع شده است کتابخانه ای که به تازگی تعمیر شده تا علاقه مندان به کتابخوانی (شما بخوانید پشت کنکوری ها) با خیال آسوده و آسایش بیشتری کتاب بخوانند. به سمت بالاتر که گام برمی داریم به دفتر امام جمعه بیرجند می رسیم. دفتر امام جمعه محل رفت و آمد عامه مردم برای امور مختلف از سوال و جواب گرفته تا پرداخت وجوه شرعی و صد البته درخواست های رسمی و غیررسمی است. در سمت چپ خیابان کلوپ بازی بسیار قدیمی وجود دارد. کلوپی که محل تجمع خیلی از جوانان دهه 60 بود و نکته جالب اینکه با وجود ایجاد گیم نت ها و دستگاه های پلی استیشن خانگی، این کلوپ همچنان دایر است. راز این بقا چیست؟ یاد دوره «میکرو» و «سگا» و
علی الخصوص نوارهای سگا، بخیر. تمام شهر را به دنبال پیداکردن نوار کمبات باید می چرخیدی و از سر آخر هم چون پول کافی نداشتی باید آن را اجاره می کردی. یاد دسته های بازی که همیشه زود خراب می شدند بخیر. یاد درگیری ها و کشمکش ها
با والد گرامی سر تلویزیون بخیر.

 

جست و جو در سطل زباله

 

در همین سمت خیابان و اندکی جلوتر خانه ی
قدیمی با طاق هایش نمایان می شود که دیوار جدیدی در سمت خیابان جایگزین دیوار فروریخته ی قدیمی اش شده است. از این خانه های قدیمی در شهر فراوان دیده می شود. بعد از عبور از این خانه و همچنان که در فکر این خانه قدیمی بودم، نگاهم به آن سمت خیابان افتاد و ناگهان موجودی از سطل زباله بیرون جست. از یک گربه فربه هم بزرگتر بود. عجب وضعی شده است. روزگاری افراد در آسمان ها و برخی در رویاهایشان به دنبال گمشده شان بودند. اما برخی امروز در سطل های! زباله.

دعای این جماعت پررونق و پربار بودن این سطل هاست. وقتی به خانه برمی گردند
می گویند خدارو شکر امروز سطل زباله های
تا گردن پری را شکار کردیم. البته می توان
از این جهت هم نگاه کرد که مصرف مردم شهر بالاست و به همین دلیل تولید زباله هم زیاد شده که برای عده ای شغل تولید کرده است. به هر صورت که بنگریم این شهر این گونه نبود. مقصر را باید پیدا کرد. به سمت بالاتر که گام می گذارم به محل نمایندگی وزارت امور خارجه در بیرجند می رسم. وزارتی که همچنان با همان نام قجری اش باقی مانده است. در اوضاع امروز اسم وزارت خارجه که می آید خود به خود خنده ای برلب ظاهر می شود و لازم می شود سری تکان دهی. این روزها پرسیدن حال نماینده وزارت هم از اوجب واجبات است. من ترجیح می دهم با تبسمی از اینجا رد شوم. دقیقا چسبیده به این ساختمان، دخانیات خراسان جنوبی قرار گرفته است. سردری بزرگ که عینا نام دخانیات خراسان جنوبی روی آن حک شده است. حال اینجا چیست و چکار می کنند معلوم نیست. انبار دخانیات خراسان جنوبی است یا آیا خراسان جنوبی دخانیات خاص خودش را دارد مانند زعفرانش. به هر صورت دخانیات سازمان یافته هم پدیده جالبی است خصوصا حالا که در بازار به راحتی انواع سیگارهای ایرانی و خارجی یافت می شود. در آن سمت خیابان اداره اوقاف بیرجند با تابلوهایی منقش به سخنان بزرگان در مورد وقف خودنمایی می کند. سرتاسر نرده های حیاط اداره تابلوهایی به طور منظم نصب شده است. داخل حیاط آن هم درختان سرسبزی دیده می شود. در کوچه مجاور آن -مطهری 10- دبستان قدسیه قرار گرفته است. روی دیوار ورودی مدرسه جمله ای به این مضمون نوشته شده است: سلام بر پدران و همسرانی که دختران و زنانشان حجاب دارند. برایم جالب بود که چرا به پدرِ دختران و همسر نداشته ی
این دانش آموزان دختر باید سلام شود. می توانست چیزی به این حالت نوشته شود؛ درود بر دخترانی که مایه مباهات پدرشان هستند. سمت چپ خیابان مطهری مدرسه دیگری به نام شیخ هادی هادوی قرار گرفته است. مدرسه ای که محل تحصیل دانش آموزان تقریبا مستعد می باشد.
شیخ هادی هادوی از عالمان و شاعران بیرجندی حدود 150 سال پیش است. قبر ایشان در قبرستان پایین شهر واقع شده است. وی آن زمان که مدرسه شوکتیه تاسیس شد به دلیل مخالفت هایی
که با مدارس سبک جدید می شده تنها پسر خود را به این مدرسه می فرستد تا راه را بر علم آموزی در این مدرسه باز کند و آن را تایید کرده باشد.

یکی از مساجد معروف شهر در این خیابان قرار گرفته است. مسجد آیت ا... آیتی. از ورودی مسجد که داخل می شوم با پله هایی روبرو شده که به سمت پایین می روند.
پس از پایان پله ها وارد صحن بزرگ مسجد می شوم. صحن باصفایی که از سه طرف به اتاق های اطراف مسجد و از طرف دیگر هم به کوچه جنب آن احاطه می شود. در پشت مسجد هم کتابخانه ی نابغ آیتی قرار دارد. مسجد به نام عالم بزرگ آیت ا... محمدباقر آیتی معروف به علامه بیرجندی است و کتابخانه هم به نام داماد ایشان است. نبش مطهری 8 حسینیه ساقدریها قرار دارد. حسینیه هایی که طبق معمول مختص هر روستای حاشیه بیرجند می باشند.

 

عارفی 112 ساله

به نام آیت ا... جواد عارفی

 

بعد از ورود به این کوچه، مدرسه علمیه معصومیه بیرجند دیده می شود. دیوارهای آجری مدرسه چشم نواز است. وارد مدرسه می شوم. سکوتی بر فضا حکم فرما است. در حیاط مدرسه باغچه هایی با درختان پاییزی خودنمایی می کند و چند نیمکت برای نشستن نصب شده و حجره های زیادی که دورتادور مدرسه واقع شده اند. یک نفر مشغول جمع آوری برگهای زرد پای درختان است. چند موتورسیکلت در صحن پارک شده است. طلبه های جوان مرکب ساده و راحت موتور را انتخاب می کنند.
فضای حوزه آرام بخش است و هیچ چیز لذت مناظره و مباحثات طلبگی را
نمی دهد. تصویری از شیخ جواد عارفی روی تابلو اعلانات نصب شده که زیر آن قید شده است که ایشان موسس حوزه علمیه بیرجند هستند. حضرت آیت ا... جواد عارفی متولد 1271 ه ش نزد شیخ هادی هادوی تلمذ نموده است. ایشان در همین مدرسه معصومیه تحصیل کرده اند و در سال 1320 این مدرسه را بازسازی کرده اند. شاید برایتان جالب باشد که این بزرگوار بعد از 112 سال عمر پربرکت در سال 1380 ندای حق را لبیک می گویند. دوست دارم درنگ کنم اما وقت نیست. علی رغم میل باطنی به مسیر خود ادامه می دهم. هیات فاطمیه در این کوچه واقع شده است. این هیات از هیات های نامی بیرجند است که در شب 9 محرم سایر دسته های شهر در این محل گردهم جمع می شوند. وقتی از در بزرگ آن وارد صحن می شوم بزرگی و ابهت آن آدمی را فرامی گیرد، علی الخصوص سقف بسیار بزرگ چادری اش که کلیت آن را به خیمه ای
شباهت داده است. چند متر آن طرف تر دارالایتام فاطمیه قرار گرفته، محلی که به همت خیرین برای یتیم نوازی فعالیت می کند. در این محل عقیقه فرزندان هم پذیرفته می شود و می توان با یک تیر، دو نشان زد، هم عمل مستحب عقیقه و هم توجه به ایتام. خیابان مطهری تاریخ پرفراز و نشیب بیرجند و اعلام آن است و مکان مناسبی است برای تور نیم روزه یا یک روزه ای برای بیرجندی ها یا غیربیرجندی ها.

 

مسجد چهاردرخت،

بی نظیر در معماری

 

مسجد جامع چهاردرخت دیگر از آن جاهایی است که باید حتما دید و با توصیفات الکن هرکسی به لذت بودن در زیر سقف آن
نمی رسیم. مسجدی که از لحاظ معماری بی نظیر است و باب یک اعتکاف روح افزا را می دهد. روبروی مسجد دو آب انبار قرار دارد. جلوی آب انبارها را با درهای فلزی بسته اند و از لای نرده ها که به افق آن چشم می دوزی خوفناک می نماید. متاسفانه روی تابلو راهنمای آن را با اسپری رنگ پاشی کرده اند. در این اطراف آب انبارهای زیادی پیدا می شود. قرار نیست به جلوتر از این رهسپار شوم ولی از دور چیزی سوسو می زند. جلوتر زورخانه «پوریای ولی» با سردر اولین پایگاه مذهبی ورزشی استان قرار دارد. این جا محله چهار درخت است. دیوار خشتی زیبایی از بقایای اعصار گذشته دیده می شود که متاسفانه روی آن را هم نوشته اند. اندکی که مسیر دیوار را پی می گیرم
با پدیده قابل تاملی روبرو می شوم. دقیقا چسبیده به دیوار، خانه ی قدیمی را خراب کرده اند و از نو درحال ساختن نمونه مدرنش هستند. پیرزنی که خانه اش متصل به این ساختمان است به کارگران شکایت می کند که مواظب دیوار خانه ام باشید، از خدا بی خبر ها، دارد فرو می ریزد. این خانه تازه ساز زیبایی بصری این محله قدیمی را بر هم زده است و نامانوس با فضاست. از همین جا دور می زنم تا از کوچه بعدی مطهری بیرون بیایم. موقوفه بزرگی به نام محمدرضا مستوفی(راغبی) سرراهم هست و سپس حسینیه سیدانی های مقیم بیرجند و در ادامه دارالشفا فاطمه زهرا و سپس موسسه خیریه امید کوثر. در ابتدای کوچه جامعه انجمن های اسلامی اصناف و بازار قرار دارد. اسمی که فهم آن به تخصص نیاز دارد. واژه انجمن به معنای مجمع است و چگونه در کنار جامعه جاخوش کرده است. از این ترکیب ها دوروبرمان پر است. مثلا سوپرمارکت بزرگ فلانی؛ خود سوپرمارکت به معنای مغازه بزرگ است. خیابان مطهری در نهایت عمود بر خیابان منتظری می شود
و بیرجند در ادامه وارد فاز دیگری از ساختار و تاریخ خود می شود. مطهری در ابتدا خیابانی جمع کننده و در انتها پخش کننده می شود. غالب مغازه ها لوازم خانگی و اداری است. مغازه های ابتدای آن رونق معمول را ندارد چون خیابان کم ترددی برای عابران پیاده است.


گروه خبری : گزارش اجتماعی
منبع :
آخرین ویرایش : 1395/10/15 -- 17:26:00
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 302